نمیـدا نـــــــــــــــــــــــمنفـــــرینــت کنــــــــــــــــــم؟
ببخشمـــــــــــت؟یـــــا بــه خـــــــــــــدا و ...روز جــــــــزا واگـــــــذارت کنــــــــــم؟؟؟مثــــــل آن کـــــــــه ،از اعـــــدامـــــــــــــی بپرسنـــــــــــــد :چگـــونـــــه دوـــــــــــت داری بمیــــــــری؟بـــا طنــــــــــاب و دار؟بــــــا شلیــــــک گلـولـــــــــه ؟ویــــــــا بــــــــــه ضــــرب شمشیــــــــر؟خیلــــی سخــــــــت اســـت ...خــودت انتخــــاب کــــــــــــــن ، " خیــــــــانـــــت "چـــــ
برچسب:
نویسنده: آدرین اکبرینژاد
ٌیه شـــــب که خیلی دلتنگش بودم بالشمو بغل کرده بودم داشتم خاطراتمـــــونو مرور میکردم..
باخودم گـــــفتم الان باکیه؟؟کجـــــاس؟ .به عکــــــــــساش خیره شدم...دیدم پیـــــام دارم...نگاه کردم خواستم نخونده پاک کنم چون حوصله ی هیــــــــــچکی ونداشتم...اما تاچشمم به فرســـــتنده خورد درجاخشکم زد..چندبار اسمـــــشو خوندم....تمام خاطراتش اومـــــد جلوچشمم....حتی اخریـــــن حرفش که بهم گفت هری...خواســـــتم پاک کنم اما چشمم به متنش افتاد...نوشته بود«دوســــــــــت دارم دیوونه».....لحـــــنش مثل همو
برچسب:
نویسنده: آدرین اکبرینژاد
ایشالا یه روزبیای بالا سرم
سرمو بگیری تو بغلت داد بزنی :نفـس بکش لعنتیبه امید روزی ک بهت خبر بدن امروز تشیع جنازشهتو هم جا بخوریبیای ببینی تنم رو سنگ غصالخونستمیگی پاشو شوخی کردم باهاتبابا هر چی تو بگینکن این کارا روتو که میدونی من از این شوخیا بدم میاداما ببینی دارن میشورنم و منم تکون نمی خورمببینی کفنو می پیچن دورممیگی دروغهداری شوخی میکنیاما بیای سر خاکم ببینی گذاشتنم تو قبرمیگی پاشو دیوونهباشه هر چی تو بخوایاما رو صورتمو باز میکننچشام بستسسنگو میذارن رومخاک میریزنداد میزنی :زندس دیوونه هادا
برچسب:
نویسنده: آدرین اکبرینژاد
تا به حال شده دوست داشتنت را قورت بدهی... لبخند بزنی... بی تفاوتباشی...؟
شده دلتنگی بپیچد به دلت، راه نفست را ببندد، خفه ات کند...هی دستت برود سمت گوشی...برش داری... نگاهش کنی... پرتشکنی.....برش داری... نگاهش کنی... پرتش کنی...؟شده قسم بخوری دیگر کاری به کارش نداری... اما یکهو در یک لحظه گوشیموبایل را برداری، پیغامی تایپ کنی... انگشتت برود سمت کلمه send....منطقت بمیرد، قلبت تند تند بزند و ... send کنی...؟شده تمام روز را در انتظار یک جواب، بیقرار باشی... نرسد این جواب.... هزار بار دیگر هم بشکنی
برچسب:
نویسنده: آدرین اکبرینژاد

مدت هاست می خواهم بگویم: دوستش دارم! اما... شما کهـ غریبه نیستید، رویش را ندارم.. می خواهم بگویم عاشق چشمانت شده ام اما... شرم می کنم! می ترسم بگویم بودنت حالم را خوب می کند.. صدایت... زیباترین آهنگ شب هایم می شود! می ترسم بگویم و او هم ماندنی نباشد؛ آدم ها را کهـ می شناسی! تا بوی دوست داشتن بهـ مشامشان می رسد، هواى رفتن بهـ سرشان می زند...
برچسب:
نویسنده: آدرین اکبرینژاد